fredagen den 16:e mars 2012

بکارت؛مزخرفات امام جمعه اصفهان!(18+)

vیوسف طباطبایی امام جمعه اصفهان،در اظهاراتی عجیب و غریب عنوان کرده است که:74 درصد دختران ايراني باكره به خانه بخت نمي روند»

از ايشان پرسیده اند که: شما اين آمار را از كجا آورديد؟ آمار مربوط به اصفهان است و يا كل كشور؟ و ایشان فرموده اند: من با اين وضع فساد و فحشا حدسي گفتم، البته آقاياني هم كه اطلاع دارند و نزد من مي‌آيند تائيد كرده اند……»(خبر به نقل از وبسایت اینترنتی پیک نت)

در این رابطه،یکی از عزیزان ایمیلی تحت عنوان زیر،ارسال فرموده و خواستار انتشار آن شده بودند که بنده اجابت و انجام وظبفه کردم

بکارت
الا اي شيخ جویای بکارت
به لاي پاي دخترها چه کارت؟

تو فرمودي بکارت ها که پاره‌ست
دقيقاً درصدش هفتاد و چارست

ببينم از کجا آوردي آمار؟
ز جمع آشنايان يا ز اغيار؟

شمارش را به ديگر کس سپردي
و يا خود رفتي از داخل شمردي؟!

اگر حدس و اگر آن را شنفتي
چرا زان بيست و شش درصد نگفتي؟

نگفتي بيست و شش درصد بکارت
نشان باشد ز انواع اسارت

گروهی باکره، از سکس دورند
کزین بابت گرفتار غرورند

به خود چسبانده برچسب نجابت
نکرده تیر بر آنها اصابت

هماره صورتی پر جوش دارند
روانی خفّه و خاموش دارند

به زعم خود نجیب و ترتمیزند
به هر صورت برای ما عزیزند

گروهي ترس خورده، صاف و ساده
اسير انجماد خانواده

برادر غیرتیٰ و آبرودار!
پدر هم محترم در کوچه بازار

اگر دختر رود از راه ناجور!
جوابش گاه چاقو هست و ساطور

گروهي پاي بند دين و مذهب
به شدت باکره ، اما معذب!

از آن ترسند که روز قیامت
بسوزانندشان با قد و قامت
***
امامِ جمعه‌آ! انصاف داری؟
کلامی غیر حدس و لاف داری؟

شما که دختري را سن نه سال
به شوهر ميدهي راضي و خوشحال

چرا خواهي اگر شوهر نکرده
شود چل ساله ، سالم مانده پرده؟

بیا و دست بردار از حقارت
نچسب ای شیخ نادان بر بکارت

بکارت مال دوران های دور است
به زن های جوان تحمیل زور است

بکارت نیست معیار نجابت
نجابت را چه بشناسد جنابت!

نجابت، شیخ نادان، پرده ای نیست
به اینکه داده ای یا کرده ای نیست

نجابت چیست؟ حق کس نخوردن
بکارت چیست؟ مال کس نبردن

نه بین مردمان اخلاق و عصمت
به میزان بکارت گشته قسمت

فریب مردمان، ضد عفاف است
نه آن کاری که در زیر لحاف است

که هر آمیزشی قبل از عروسی
بود یک مطلب خیلی خصوصی

مبر سر را درون بستر خلق
که بینی گوزشان را تا ته حلق

خودت شام زفاف ای شیخ بد ذات
بکارت داشتي ارواح بابات؟

(کنار حجت الاسلام فاکر
چگونه میتوانی بود باکر؟!)

برای تو کسی پرونده هم ساخت
و يا بر پشت و پيشت کنتور انداخت؟

(در ِ کون ِ شما کنتور اگر بود
سر یکهفته کنتور هم دمر بود

اگر یک روز باشی توی حوزه
بواسیرت بچسبد زیر لوزه)

تو هم حالا به اين حد از جسارت
ز دخترها طلب داري بکارت؟

چه میفهمی تو قانون طبیعت
که میآئی ز مادون طبیعت

چه دخترهای نوزادی که گه گاه
ندارند این بکارت را به همراه

به آنها چون خدا پرده نداده
شوند البته که بی پرده زاده

ترا گر اعتراضی هست حالا
بگو با حضرت باریتعالی

که ای پروردگار پاک عالم
چرا پرده ندادی خاک عالم!

امام ِ جمعه آ! بر خویش رحمی
بکن کاری که یک قدری بفهمی!

بدن ها فرق دارد با بدن ها
خصوصاً مال دخترها و زن ها

همه یک شکل و جور و قالبی نیست
نمی فهمی؟ زن است این، طالبی نیست

یکی را پرده باشد نازک و ُترد
شود زائل اگر یک ضربه ای خورد

یکی را پرده کشدار و غشائی است
مثال شخص آقا ارتجاعی است

که تا وقتی که آن بانو نزاید
از آن یک قطره هم خون در نیاید

یکی هنگام ورزش داده از دست
یکی تا آخرش همراه او هست

تو آمار از کجا کردی فراهم
بیا یکخرده آگه کن مرا هم

من اینها را که گفتم مستند بود
قوانین ازل بود و ابد بود

ندارد حرف من ردخُور ز قرصی
ولی تو باید از دکتر بپرسی

که او بی پرده تر از پرده گوید
برایت واضح و گسترده گوید

***
امام ِ جمعه آ، یک چیز دیگر
نمیدانی، نمیفهمی، مکرر!

اگر شد پرده ای هرگونه پاره
تجارت، کرده پیدا راه چاره

بدوزد پرده را نرس و پرستار
«خدایا زین معما پرده بردار»

(بکارت را ز مریم باید آموخت
که بعد از زایمان هم میتوان دوخت)

بکارت چیست قفل حفظ ناموس؟
نجابت در پس‌اش محفوظ و محبوس؟

اگر داری دلارش یا ریالش
بزن آن را بخیّه، بی خیالش!

تجارت، میکند حفظ بکارت
بود ناموس‌ها دست تجارت

چو میخواهد بکارت شاه‌داماد
بخر آن را برایشٰ؛ نرخِ آزاد

اگر دارای ناموس است از این راه
به بی ناموسی‌اش صد بارک الله
***
نميگويم که هرج و مرج خوبست
و يا بي بند و باري مطّه-لوب است!

ولي آقا پسر يا شاه داماد
نموده باغ ها را قبلاً آباد

چه حالي کرده با زن هاي بيوه
به هر باغي که رفته خورده ميوه

بسا با دختران نزديک گشته
روابط مثل نخ باريک گشته

پس از کلي که لذت ها چشيده
کنون آقاپسر بيرون کشيده!

بيفتاده به فکر خانواده
زني خواهد نجيب و صاف و ساده

نرفته باشد از خانه به بيرون
نديده باشد او را مهر گردون

لبش از طعم بوسه بي خبر باد
تنش از هرچه لذت برحذر باد

نشسته بوده عمري کنج خانه
شمرده سال ها را دانه دانه

که اين آقا بيايد بهر غارت
که بردارد از او مهر بکارت!
***
امام ِ جمعه آ ! قدری حیا کن
دکانی دیگری این جمعه وا کن

نگو از آنچه سررشته نداري
نرو دنبال نطق ابتکاري

مناسبتر ُپرش کن این دکان را
که بشناسی همه اجناس آن را

فوراگزامپل دکان بول و غایط
بگو آنقدر تا جانت درآید

Inga kommentarer:

Skicka en kommentar